۱۳۹۳ مرداد ۱۵, چهارشنبه

به همه مردم فلسطینی نوار غزه که در ماه جولای ۲۰۱۴ مورد هجوم وحشیانه ارتش اسراییل قرار گرفتند .

دریا دلش به ساحل میزند / من دلم به وطن /
کناره های دریای کاراییب کجا و / ساحل دریای خزر کجا /
حذر نکردم هیچ - حذر نکردم هیچ من به خزر / به هر کجا که روم چشم و دلم به خزر/
 در این صبحدم همه خواب در بستر / دلم ولیک به فلسطینیان بی بستر /
 ر ژ یم  گستاخی بنام اسراییل / بلای فلسطینیان -همچون عزراییل /
همیشه تاریک نماند و نخواهد ماند / خورشید میدمد و میرسد امید /...........
 م- ع

۱۳۹۳ فروردین ۱۳, چهارشنبه

مبارزه سیاسی پیگیر و درازمدت نیروهای چپ در السالوادر نتیجه داد


عکس - کوماندانته لیونل گونزالس
با تصمیم و عزمی راسخ نیروهای فارابوندو مارتی که در جنگلها با رژیم مبارزه میکردند در سال ۱۹۹۲ تن به صلح با رژیم داده مبارزه جدید و گسترده ای را در شهرها آغاز کردند و پس از ۲۱ سال کار و تلاش مستمر و سازماندهی توانستند نیروهای راست و افراطی را کنار زده به قدرت برسند
در سال ۱۹۹۷ طی مسافرتی که به السالوادر داشتم با لیونل گونزالس یا سالوادر سانچز سران رهبر فارابوندو مارتی در دفتر کارش در ستاد فارابوندو مارتی در سان سالوادر مصاحبه کردم او در آنزمان از مشکلاتی که پیش رو داشتند و همچنین از ترور اعضای فارابوندو مارتی توسط نیروهای راست افرا طی با من سخن گفت اما مبارزه را با تمام مشکلات و حساب شده به پیش بردند و اخیرا در انتخابات به پیروزی رسیدند و کوماندانته گونزالس بعنوان رییس جمهور انتخاب گردید 
در سال ۱۹۹۷ پس از بازگشت از ال سالوادر گزارشی از این سفر و دیدار تهیه و آنرا در هفته نامه ایران استار در تورنتو با نام محمد نوبهار بچاپ رساندم که در عکسهای زیر مشاهده میکنید:




این پیروزی را به مردم السالوادر و به فارابوندو مارتی تبریک می گویم

April 2,2014 

خبر برگرفته از سایت پیک نت

 
نتیجه انتخابات السالوادو
جبهه چپ
در امریکا لاتین تقویت شد!
اومانیته- ترجمه الف. آذرفریتاش
 
نتخابات ریاست جمهوری در السالوادور برگزار شد و "سالوادور سانچز" رهبر کنونی جبهه آزادیبخش ملی "فاربوندو مارتی"  با 50.11 در صد اراء رئیس جمهور السالوادور شد.
رهبر الیگارشی ضد کمونیست حزب راستگرای "ا .ر.ای. ن. ا"پیروزی سالوادور سانچز را یک تقلب خواند و به دادگاه عالی الساوادور شکایت کرد . با اینکه رهبر گذشته جنبش چریکی السالوادور که به "لیونل گونزالس" مشهور است (در طول جنگ های داخلی "1992ــ 1980) پیروز انتخابات شد اما تنش ها در السالوادور منتفی نیست.  جبهه فاربوندو مارتی اکنون سالهاست "مبارزه مسلحانه" را خاتمه داده و راه حل مسالمت آمیز را برای فعالیت سیاسی برگزیده است. با اینکه از سال 2009 جبهه جنبش ازادی بخش فارابودو مارتی قدرت را در السالوادور در اختیار داد اما السالوادور مانند همسایگان خود هنوز زیر فشار ساختار اجتماعی الیگارشی مالکانی است که اکثر بخش های اقتصادی را در انحصار خو دارند و کنترل می کنند. پیشرفت هایی از زمان به قدرت رسیدن جبهه آزادیبخش در تاریخ اقتصادی و سیاسی السالوادور ثبت شده است، اما همچنان نیروهای راستگرای افراطی اهرم های اصلی اقتصادی را در اختیار دارند و بویژه نمایندگان راستگرا اکثریت پارلمان را در اختیار دارند و چریک های سابق نمی توانند بر روی پارلمان حساب کنند.
اکنون گروهای شبه نظامی وابسته و مورد حمایت الیگارشی مالی دست از مبارزه سیاسی بر نمی دارند و با شعار "وطن بله، کمونیست نه " و "السالوادور گور کمونیست ها خواهد شد " وارد میدان شده اند.
علاوه بر مشکلات ساختاری چالش های بزرگی در انتظار دولت آینده است. امنیت ملی و پایان بخشیدن به خشونت، فقری که 40 درصد جمعیت را در بر دارد، از اولویت های دولت آیند ه است . نیروهای چپ و دمکراتیک امریکای لاتین از پیروزی "سالوادور سانچز" استقبال کردند. اوو "مورالس" رئیس جمهور بولیوی پیروزی همتای خود را تبریک گفتند و آن را "پیروزی بلوغ سیاسی مردم السا لوادور و عزم آنها برای دفاع از دمکراسی" اعلام کردند.

"دانیل اورتگا" رئیس جمهور نیکاراگوئه نیز پیروزی سانچز را تحسین کرد و گفت: "با این پیروزی اتحاد کشورهای چپ امریکای لاتین گسترش یافت"
رئیس جمهور ونزوئلا "نیکلاس مدور" نیز نتیجه انتخابات السالوادور را پیروزی چپ امریکای لاتین اعلام کرد.
پیک نت 29 اسفند















۱۳۹۳ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

حقوق بشر و معضل تبعیض در جمهوری اسلامی"‏

حقوق بشر و معضل تبعیض در جمهوری اسلامی"‏


در پال تاک اتحاد جمهوریخواهان ایران


با کاویان میلانی و مرتضی
عبدالعلیان‏



گزارش از گروه پالتاک اتحاد جمهوریخواهان ایران


روز 19 فروردین ماه 1385 خورشیدی برابر با
هشتم آوریل 2006 میلادی نشست عمومی "اتحاد ‏ جمهوریخواهان ایران" در شبکه گفت و شنود پالتاک برگزار شد. در این
همایش آقایان دکتر کاویان میلانی ‏ و مرتضی عبدالعلیان بعنوان سخنرانان میهمان برنامه شرکت داشتند. ‏

پیش از
آغاز سخنرانی ها، آقای نادر زرکاری مسئول قسمتی از بحثهای انجام شده در یکی از جلسات ‏ ‏"سازمان دفاع از حقوق
بشر در ایران" در مونترال را پخش کرد. ‏



دکتر میلانی سخنرانی خود را با تبریک سال نو خورشیدی و با یادی از
قربانیان زلزله اخیر غرب کشور ‏ ‏(لرستان) آغاز کرد. او در ابتدای سخنان خود گفت که یکی از مسائل عمده ای که
روشنفکران ویا اصلاح ‏ طلبان به آن توجه نکرده ویا کمتر توجه کرده اند مسئله تبعیض درمورد اقلیتهای مذهبی در
ایران است.
‏ سخنران به فاش شدن توطئه خطرناکی اشاره کرد که دستوری محرمانه و سری بوده که از سوی رهبر ‏ جمهوری
اسلامی، علی خامنه ای به دستگاههای امنیتی اطلاعاتی جمهوری اسلامی داده شده مبنی براینکه ‏ سپاه پاسداران، بسیحی
ها، حزب الله و وزارت اطلاعات باید اطلاعات مربوط به بهائیان ایران و فعالیتهای ‏ آنها را جمع آوری کنند. وی گفت
این برنامه اخیراً به اطلاع کمیسیون حقوق بشر (سازمان ملل متحد) ‏ رسیده است. ‏
دکتر میلانی تاریخچه ای از تشکیل
دین بهائی در ایران بدست داد و اشاره کرد که اصولاً تبعیض نژادی و مذهبی از ‏ دوران صفویه در ایران شکلی بحرانی
داشته که در دوران قاجار و زمان بنیانگذاری دین بهائی بوسیله ‏ ‏"میرزاحسینعلی نوری یا بهاءالله" به بابی کشی
و بهایی کشی می انجامید. وی یادآور شد که ازنظر ‏ حکومت و سردمداران مذهبی در ایران تنها سه دین یهودی، زرتشتی و
مسیحی که (به اصطلاح) اهل ‏ کتاب هستند، قانونی بوده اند اما بهائیت از همان آغاز بوسیله دستگاه رسمی سیاسی و مذهبی
کشور به ‏ عنوان دین رسمی پذیرفته نشده است. وی یادآور شد که در پیش و پس از سال 1911 (پس از انقلاب مشروطیت) با اینکه
‏ بهائیان براساس باور دینی خود در سیاست دخالت نمی کردند (و نمیکنند) بوسیله شاهان قاجار ‏ سرکوب و قتل عام شدند.
وی با گذر از حوادث دوران قاجار متذکر شد که در دوران پهلوی برخورد با ‏ بهائیان مختصری تعدیل یافت. دکتر میلانی
گفت بهائیان برخلاف سه دین دیگر (رسمی) ایران نماینده ای در مجلس ‏ نداشته و ندارند و بعلت اینکه مرکز بهائیت قبل
از سال 1948 بعنی سال تشکیل دولت اسرائیل به سوریه و ‏ شام منتقل شد پس از تشکیل دولت اسرائیل بهائیان را به صیهونیست
بودن هم متهم میکنند درحالیکه هیچ ‏ دلیلی دراین باره وجود ندارد. ‏
سخنران به کشتار بهائیان درسال 1980 میلادی (پس
از انقلاب اسلامی 1357) پرداخت و این تراژدی را ‏ در دوره حکومت جمهوری اسلامی دنبال گرفت و توضیح داد که در دوران
اصلاح طلبان (دو دوره ‏ ریاست جمهوری محمد خاتمی) فشار بر روی بهائیان ایران مقداری کمتر شد اما باز دوباره در دو
سال اخیر با ‏ قدرت گیری و برسر کار آمدن اعضای حجتیه وضعیت خطرناکی برای این اقلیت مذهبی بوجود آمده است. ‏
دکتر
میلانی تبعیض علیه این اقلیت را با اشاره به اصل 13 و 14 قانون اساسی جمهوری اسلامی درواقع ‏ نوعی تبعیض سیستماتیک
خواند و در این باره در ارتباط با قوانین جزایی که در جمهوری اسلامی اکنون ‏ اجرا میشود توضیحاتی داد ازجمله
درمورد دیه (خون بها) گفت که خون بهای زن مسلمان نصف مرد ‏ مسلمان است و این قانون درمورد پیروان ادیان سه گانه که
اهل کتاب هستند اجرا میشود اما اگر مسلمانی ‏ یک بهائی را بکشد ملزم به پرداخت دیه یا خونبها نخواهد بود. ‏
دکتر
میلانی گفت که حقوق بهائیان در تمام زمینه ها در جمهوری اسلامی پایمال شده و میشود. بهائیان ‏ نمیتوانند به
تحصیلات دانشگاهی بپردازند برای اینکه در پرسشنامه های مربوط برای شرکت در کنکور، ‏ جلوی مذهب به دلیل آنکه دروغ
در بهائیت گناه است و "تقیه" وجود ندارد مینویسند "بهائی" و همین سد ‏ راه آنان برای ورود به دانشگاه است.
درنتیجه فرزندان یک اقلیت 300-400 هزار نفری (بهائیان) ایران ‏ در جمهوری اسلامی از رفتن به دانشگاه محروم شده اند.
کارمندان مشغول به کار در دستگاههای دولتی ‏ هم تنها به جرم بهائی بودن اخراج شده اند.
دکتر میلانی اشاره کرد که
بهائیان که دو نسل از آنها در دوره جمهوری اسلامی از تحصیلات دانشگاهی ‏ محروم شده اند دانشگاه علمی -آزاد برای
جامعهء بهائی برپا کردند تا جوابگوی نیازهای جامعه باشد که اساتید و مدیران این دانشگاه نیز بارها بوسیله مقامات
‏ جمهوری اسلامی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. ‏

آقای مرتضی عبدالعلیان دیگر سخنران ‏ میهمان
برنامه، گفتار خود را با معرفی مختصری از خود آغاز کرد. آقای عبدالعلیان که در کانادا زندگی ‏ میکند، فعال حقوق
بشر و دو دوره عضو هیئت مدیره "روزنامه نگاران کانادایی برای آزادی بیان" است و ‏ گفت زمانی که در ژاپن بوده در
زمینه دفاع از حقوق پناهندگان فعال بوده است. ‏

آقای عبدالعلیان با شعر مشهور سعدی با مطلع "بنی آدم اعضای
یکدیگرند - که در آفرینش ز یک ‏ گوهرند..." سخنرانی خود را آغاز کرد و گفت اجازه بدهید این شعر زیبای سعدی هم آغاز و
هم پایان ‏ سخنان من باشد. ‏
سخنران پس از خواندن این شعر سعدی دیدگاه کلی خود را درمورد تبعیض، اینگونه بیان کرد
که "بنظر ‏ من تبعیض یک مسئله جهانی است. ما ابتدا باید از این منظر به آن نگاه کنیم و بعد برسیم به مسئله تبعیض ‏
در کشور خودمان ایران". ‏ ‏
وی سپس به تعریف کلمه تبعیض درلغتنامه ها و دانشنامه هایی چون لغتنامه معین و دکتر
آریانپور پرداخت ‏ و همینطور تعریفی از تبعیض به نقل از کتاب "حقوق بشر در جهان سوم" نوشته "محمدعلی اسلامی
‏ ندوشن" پرداخت. ‏

آقای عبدالعلیان دیدگاهی از تبعیض درجهان بدست داد و اشکال مختلف تبعیض را در نقاط مختلف
جهان ‏ توضیح داد و در نهایت نتیجه گرفت که تبعیض امروزه در تمام جهان به شکلها و انواع مختلف؛ تبعیض ‏ علیه زنان،
کودکان، معلولین، نژادهای مختلف، اقلیتهای قومی، مهاجرین و و... صورت میگیرد. ‏
در مورد ایران، وی گفت تبعیض ریشه
در سیستم فئودالیسم و سنت دیکتاتوری و همینطور نقش منفی ‏ استعمارگران دارد و از سوی رهبران مذهبی و دولتمردان
اعمال شده و میشود. وی به کتاب "چرا ایران ‏ عقب ماند و غرب به پیش رفت" اثر "کاظم علمداری" اشاره کرد و گفت
در این کتاب تبعیض در ایران و ‏ از نظر جغرافیائی خیلی خوب توضیح داده شده است.


سخنران سپس در این قسمت از گفتار
خود نمودارهای آماری از جمعیت ایران بدست داد و براساس آن به ‏ مسئله تبعیض در ایران براساس این نمودارهای آماری
پرداخت. وی گفت از 68 میلیون یا کمی بیشتر ‏ جمعیت ایران 51 درصد فارس، 24درصد آذری، 8 درصد گیلک و مازندرانی، 7 درصد
کرد هستند و ‏ سه درصد جمعیت کشور را هم عربها تشکیل میدهند. ‏ لرها و بلوچ ها و ترکمن ها هم هرکدام 2درصد ترکیب
جمعیتی ایران را دارا هستند و بقیه یک درصد ‏ هستند. ازنظر مذهبی 89 درصد شیعه، 9 درصد سنی و مابقی یعنی دو درصد دیگر
زرتشتی، بهائی، ‏ مسیحی و یهودی هستند.


وی درصد و شمار زنان ایران را 56 درصد یا 34 میلیون ذکر کرد و گفت از این
جمعیت کلان بخاطر ‏ رفتار مردسالارانه ایران، تنها 6/27 درصد درمقابل مردان که2/35 درصد در کار تولید نقش دارند، ‏
اجازه حضور در صحنه اقتصادی کشور را پیدا کرده اند. سخنران خاطرنشان کرد که این روند بویژه در ‏ جوامع شهری دارد
بسرعت درهم میشکند. به لحاط مقایسه ای سخنران از ژاپن و چین آمارهایی از اشتغال ‏ زنان و فعالیت اقتصادی آنها بدست
داد. وی گفت در ژاپن 65درصد و در چین 73درصد زنان درخارج از ‏ خانه فعالیت اقتصادی دارند. و در ادامه یادآور شد که از
سال 1963 میلادی زنان در ایران حق شرکت در ‏ انتخابات را بدست آوردند، اما شرکت آنها در رده بالای مقامات دولتی
ایران بسیار ناچیز است. زنان ‏ محدودیت شغلی دارند و به تأسیسات ورزشی و هنری دسترسی ندارند. قوانین مدنی مثل ارث
هم درمورد ‏ آنها در جمهوری اسلامی بسیار تبعیض آمیز است. وی سپس آمارهای دیگری بدست داد و آنها را ‏ نمودارهای
روشنی از تبعیض در جمهوری اسلامی دانست. به گفتۀ او ازجمله 300هزار دختر خیابانی ‏ بعلت فقر اقتصادی تنها در تهران
با خودفروشی امرار معاش میکنند. سن فحشا بین 11 تا17 سال است. از ‏ هر چهار ازدواج یکی به طلاق میانجامد و ماهانه حدود
45 دختر بین 16 تا 25 سال بوسیله ثروتمندان در ‏ کراچی پاکستان خریداری میشوند.


‏ بعد از اولین سخنرانی های
میهمانان، قسمت جمع بندی سخنرانیهای آنها فرا رسید. ‏


دکتر میلانی دوباره به توطئه رهبر جمهوری اسلامی علیه
بهائیان که بوسیله خانم جهانگیر اسماء افشاء شد ‏ اشاره کرد و گفت اگر در جهان کشورهائی چون افریقای جنوبی ویا
کشورهای دیگر جهان توانسته اند ‏ تبعیض را ازمیان بردارند ماهم میتوانیم تبعیض را در کشورمان از میان برداریم. ‏

link
http://www.newnegah.org/articles/331


۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

هجوم باد.....

باد لیوان پاکتی را بر آسفالت میگرداند هر آنطور که دلش میخواست - شدت باد بحدی بود که چاره را از دست لیوان ربوده بود - لیوان تا چندی پیش پر بود و سنگین و شاید هم در دستان گرم کسی - اما حالا نشسته بود تنها در وسط سرمای آسفالت خیابان  - باد حالا کمی فروکش کرده بود - اینکه باد آنرا از دست چه کسی و از کجا آورده بود چیزی نمیدا نم  لابد از یک جایی - و من در قهوه خانه  از پشت شیشه ای بلند با نگاه به آن پر و خالی میشدم  - ذهنم مثل لیوان در اثر باد به اینطرف و آنطرف میرفت - زندگی همین خالی شدنها و پر شدنها و اینطرف و آنطرف رفتنهاست  - خالی شدن و پر شدن از انرژی و رفتن و کوچ کردن- حالا باد دوباره با وزشی لیوان را به جایی پرتاب کرده است که از چشمانم پنهانش میکند - از چشم من که پنهان شده اما از چشم آسمان نه - لیوان از آن زمانی که از دستان گرم و نرم آن فرد بر زمین سفت و سخت افتاد زندگی تازه ای برایش شروع شد- زندگی پر از غلطید نها مثل کشتی بدون بادبان در دریا که منتظر نور یا تابشی است که فضای تاریک و ابری را بشکافد و خشم باد را کم و آرامش کند و دست از سر آنچه که حالا من میبینم از این لیوان  بردارد و راحتش بگذارد - مگر نه اینست که در زندگی  بخود باشی و راحت باشی  - تا کی میخواهد این فضا ی تیره و طوفانی ادامه یابد ؟ آخ که چقدر دلش میخواست همین حالا یک نوری بر او بتابد و گرمش کند - آخه تنش از باد و بوران یخ بود و از اینطرف و آنطرف رفتن ها کبود و خسته .........

ادامه.......

۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

همشهری جان کوجوشودره ........



شعری بزبان محلی رامسری
 از مرتضی عبدالعلیان

همشهری جان کوجوشودره
هیجا امه رامسرنوبونه

در هر زمونه
امه رامسر گلدسه مونه

رامسری هرجا که بوشه
مس رامسر پیدا نوکانه

یه طرف جنگل / یه طرف دریا
فاصله ای دو ته / یه کیلومترم نوبونه

همشهری جان کوجوشودره
هیجا امه رامسر نوبونه

طرف دریا که بیشی
موج دریا تره گوره کانه

کنار ساحل / کافه رستوران من
سرد پلا با ماهی اشپل / موزه کانه

همشهری جان کوجوشودره
هیجا امه رامسر نومونه

بطرف کوه و جنگل که بیشی
سنگ بن گرمک اب همش پولق پولق کا نه

ودل که بنیشی
 ته همه درد خوباکانه

اب معدن  اب معدنی  یه لیوان که بخوری
گونن ته کلیه / تمیزا کانه

جوتره که بیشی
ابشار روح ادم تازه کانه

یه کم جوتره / چشمه اب علی
واب  سرد  یخ مونه

جوردی که برسی / خب یه نگاه ته دور بره بکن
بهشته نومونه ؟



۱۳۹۲ آذر ۱۵, جمعه

روح بزرگ ماندلا را در دلهای مان بکاریم و رشد دهیم........

در سالهای ۱۹۸۵ تا اواخر ۱۹۸۹ در دوران تبعید در ژاپن با دوستان مبارز بسیاری اشنا شدم از جمله جری ماتسیلا نماینده کنگره ملی افریقا در ژاپن که برای ازادی ماندلا در ژاپن فعالیت میکرد.
این عکس یادگاری از ان دوران مبارزه است که جری ماتسیلا را بهمراه دخترم اخگر  و پسرم روزبه در اطراف کوه فوجی در ژاپن نشان میدهد.
 این عکس من و جری ماتسیلا را در کنفرانس جهانی علیه بمبهای اتمی و هیدروژنی در هیروشیما نشان میدهد.
در ان سالها بیشتر کشورهای غربی با دولت اپارتاید رابطه سیاسی و تجاری داشتند و مسله ازادی ماندلا برای انها اهمیتی نداشت - اما مبارزان سراسر جهان بهمراه فعالان کنگره ملی افریقا در تبعید برای ازادی او تلاش کردند و با فشار بر دولتهای غربی بلاخره او ازاد شد .
روح نلسون ماندلا این مرد بزرگ را در دلهامان بکاریم و رشد دهیم .


۱۳۹۲ آبان ۱۸, شنبه

شب هالوین بهمراه دکتر « حال و بین » و بقیه ماجرا !

شب هالوین امسال را در خانه یکی از دوستان بودیم و همانطور که در عکس مشاهده میکنید بنده حقیر هم  بهمراه همسر گرامی خانم پرستار « حال و بین » برای شادی دوستانی که در این دیار علاوه بر غم غربت با مشکلات عدیده ای روبرو هستند خود را به این شکل درآوردیم .
ما در جمع اعلام کردیم که متخصص در امور « امراض بیحالی » و دکترای خود را در « حال و احوال » از دانشکده  « حالستان »  دانشگاه «حال وارد » "HAL WARD " گرفته ایم  .
   
وب سایت دانشگاه :
دبلیو دبلیو دبلیو . دانشگاه حال وارد . کام

وب سایت مطب ما :
دبلیو دبلیو دبلیو . حال و احوال . کام

شماره تلفن مطب :
باشی- خوش - ۴۱۶
۴۱۶-۲۲۲-۲۲۲۲

در این شب که ما بعنوان تیم پزشکی اورژانس  عمل میکردیم مجهز به همه وسایل اولیه هم بودیم ......بقرار: آمپول  - چراغ قوه - انواع قرص ها  از نوع « اسمار تییز و...» - چوب بستنی برای آزمایش دهان - دستگاه فشار خون - دستگاه استاتسکوپ برای ماچ و « بوسه اسلامی » با خانمهای آشنا - تماس اورژانس از طریق واکی تاکی   و...........

خوشبختانه همه چیز به خوبی گذ شت  اما تلخ بختانه  ما با یک نوع پدیده  « غش خوشی »  روبرو شدیم که حالت افراطی خوشی  یا « پر حالی » و آنروی بیحالی بود .
حضار از ما خواستند که کمی در مورد موضوع  با حالی و بیحالی برایشان صحبت  کنیم و اینهم بخشهایَ از آن :

خانمها آقایان - حال و احوالتان چطوره ؟ بقو ل عربها  درست یا نادرست - کیف حالت ؟
اولین سوالهای ما از بیحالان :

چند روز است که بیحالید ؟
حالی به حالی شده اید ؟
حالتان را گرفته اند ؟ کی حالتان را گرفته ؟
چه مدت است که نخندیدید ؟
بین صفر تا ده - اگر صفر بد حال و ده با حال باشد - کیفیت حالتان چند است ؟

سعی کنید در حال زندگی کنید . توی هال راه برید برایتان خوب است . سالم زندگی کردن مساوی است با با حال زندگی کردن  و با حال بودن . حال همه چیز آدم است . حال و هوای همدیگر را داشته باشید بخصوص زن و شوهر ها . هم پر حالی بد چیزیه  و هم بیحالی - بنابر این سعی کنید در حال و با حال زندگی کنید. از بیحالها برای مدتی دوری کنید و با بیحالها نگردید .  هر وقت حا لی به حالی شدید  برای تشخیص سریع به مطب ما بیایید تا حالتان را « تون آپ » کنیم  .  برای اینکه وقتی باد حالتان خالی شد به « تون آپ » نیاز دارید .
حال گریزی چیز خوبی نیست چنانچه از حال بگریزید یعنی از عمرتان میگریزید . جشنها برای حال کردن خوب است ولی در جشنها نباید حال گیری شود.« 'کوالیتی کونترل »  یا همان کیفیت کنترل حال باید دایم انجام گیرد . سلولهای بدن انسان هم از خنده تاثیر میپذیرند بنابراین نخندیدن باعث میشود تا سلولها کم خنده و در دراز مدت بی خنده شوند . بعضی ها هم زیاده از حد میخندند و به « میگرن خنده » دچار میشوند که از« میگرن بیحالی » بهتر است.
بهر حال دانش باحالی و بیحالی هنوز تکمیل نیست و لی آزمایشات تاکنونَ در لابراتورها ( آزمایشگاهها ) ارتباط آنرا با خون افراد مرتبط میدانند.

در پایان همانطور که غربی ها گفتن « با خوردن یک سیب در روز به دکتر احتیاجی نیست » با یک خنده هر صبح هم احتیاج به دکتر نیست .